سه شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1385
نقاب
زآن چشم سیاه، شب رقم خورد عزیز
حسرت به لبت رطب، ز بم خورد عزیزآن دم که نقاب از رخت بگشودی
حالم ز قیافه ات به هم خورد عزیز!
زآن چشم سیاه، شب رقم خورد عزیز
حسرت به لبت رطب، ز بم خورد عزیزآن دم که نقاب از رخت بگشودی
حالم ز قیافه ات به هم خورد عزیز!
دیگر ندهی جواب من حق داری
تو این همه عاشق معلق داری
با اشک برای اطلاع می گویم
پنجاه تماس نا موفق داری