برای مهدی ملک پور که در رفاقت هیچ گاه از مواضعش عقب نشینی نمی کند.
پس درد ز ترک عادتت حقت بود!
پاکی ز پی طهارتت حقت بود
صد وعده بدادی و نشد هیچکدام
مشتی که زدم به صورتت حقت بود!
با آنکه نبود وعده بی دین شده ام
خوبم بنگر، چه باک؟ من این شده ام
راه پس و راه پیش بر من سد شد
ای دوست! گمان کنم که نفرین شده ام
بردف ز غم فراق یارم بزنید!
از طالع نحس و روز تارم بزنید
آن بند دلش که از دلم باز نمود
با تکه آن طناب دارم بزنید!