دوشنبه 11 دی 1385
جای همه خالی
۲۰ساعت مشهد بودیم
چند بیتی عنایت شد
....
دوست دارم از دلم گویم برایت یا رضا دوست دارم بال بگشایم به سویت یا رضا
دوست دارم سفره دل را کنم نزد تو باز با تو برگویم چه شد خواندیم بر دنیا نماز
اشک ریزم پیش پایت تا تو آرامم کنی آهوی وحشی شدم باشد که تو رامم کنی
با تو گویم روی ایمان پشته آوار شد خوب می دانی که دین داری چرا دشوار شد
قلب، پاکی را به هنگام قمار از دست داد کشتی دین خدا ، هر چه سوار از دست داد
با تو گویم رنگ ما از کی سیاهی گشته است سرنوشت دوستدارانت تباهی گشته است
ما که غرقیم و دگر آقا مددهایت چه شد؟ ناله امن یجیب و قل هو الایت چه شد؟
دوست دارم غرق گردم داخل دریای زر از درون گنبدت اردوی حق ما را ببر
دوست دارم ذره ای از صحن اسمالت شوم دوست دارم نقطه ای چون نقطه خالت شوم
......
این عکس هم جالبه




